ترجمه آهنگ believer از ایمجین درگنز
.
[Verse 1]
First things first
I'ma say all the words inside my head
I'm fired up and tired of
The way that things have been, oh-ooh
اولا
میخوام از تمام حرفایی که توی سرمه بگم
من از جوری که اوضاع تا الان بوده خسته و خشمگینم
The way that things have been, oh-ooh
جوری که اوضاع تا الان بوده
(دَن داره راجب ناامید شدنش نسبت به گروه و شاید این که اوایل چقدر از اوضاعی که داشته عصبانی بوده صحبت میکنه؛ مثلا اضطراب و ترسش از جمعیت، اینکه چقدر برای دیده شدن له له میزد و بقیه باورش نمیکردن و...)
.
[Verse 2]
Second things second
Don't you tell me what you think that I could be
I'm the one at the sail
I'm the master of my sea, oh-ooh
دوما
اصلا حتی راجب اینکه فکر میکنی من چی میتونم بشم بهم نگو
این منم که کشتی رو هدایت میکنم
من استاد دریامم
(توی انگلیسی وقتی میخوان بگن سرنوشت و اختیار دست خود آدمه میگن I'm the master of the fate که یعنی من استاد سرنوشتمم و کنترل اوضاع دست منه. این تغییر اصطلاح به دریا و sail [هدایت کشتی/قایق] برگرفته از شعری از ویلیام ارنست هنلی هست که در رابطه با مقاومت در برابر سختیاست.
اینجا don't you سوالی نیست و صرفا برای تاکیده. دن خطاب به هیتراش و کسایی که قبلا حمایتش نکردن داره میگه که اونا تعیین نمیکنن که موفق میشه یا نه و کلا برچسب منفی بهش بزنن؛ مثل بازنده و...)
The master of my sea, oh-ooh
استاد دریامم
.
[Pre-Chorus]
I was broken from a young age
Taking my sulkin' to the masses
Writing my poems for the few
That look at me, took to me, shook at me, feelin' me
Singing from heartache from the pain
Taking my message from the veins
Speaking my lesson from the brain
Seeing the beauty through the...
من از سن کم شکسته بودم
دلخوریمو پیش مردم میبردم
برای تعداد کمی ترانه مینوشتم
که بهم نگاه کنین، منو به دلتون راه بدین، با ترانم برقصین، احساسم کنین
که از درد، از غم میخونم
پیاممو از رگ و پیام (وجودم) میگیرم
از درسی که توی سرمه صحبت میکنم
که زیبایی رو از میون درد میبینم
(دن گفته یه سال با افسردگی دست و پنجه نرم میکرده و نسبت به گروه هم امیدوار نبوده. تااینکه دوباره با خانواده و دوستاش وقت میگذرونه و پیش تراپیست میره. این باعث شده با دید جدیدی به گروه نگاه کنه و قدردان بالا پایینیای زندگیش هم باشه.
اینجا کلمه "درد" توی کورس گفته میشه ولی بخاطر تفاوت گرامر زبان فارسی و انگلیسی مجبور شدم همینجا جملشو کامل کنم. اینم اضافه کنم که mass مراسم عشای ربانی هم هست که جلوتر بیشتر راجب جنبه مذهیت آهنگ توضیح میدم. ولی اینجا میبینیم که دن از بچگی توی محیط مذهبی و فرقه مورمن بزرگ شده و سعی کرده ناراحتیا و حالشو از طریق فرقشون برطرف کنه یا حتی استعدادشو بهشون نشون بده ولی احتمالا با مواخذه شدید اونا مواجه شده باشه)
.
[Chorus]
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
(کلمه believer معنی مومن و معتقد میده. اما اینجا دن منظورش فردی هست که به خودش ایمان و باور داره، که میتونه سختیا رو بگذرونه و از دل اون سختیا بیرون بیاد و تبدیل به آدمی سرسخت و شکوفا بشه.
توی این آهنگ به درد با دید منفی نگاه نمیشه و برعکس انگار اونو مثل خدا میپرسته چون باعث شکوفا شدن و رشد کردنش شده)
Pain! You break me down, you build me up
Believer, believer
درد! تو منو خورد میکنی، تو منو میسازی
معتقد، معتقد میسازی
Pain! Oh, let the bullets fly, oh, let them rain
درد! اوه، بزار گلولهها پرواز کنن، اوه بزار ببارن
(گلوله خب طبیعتا باعث مرگ یا مجروح شدن فرد میشه. مثل آهنگ تایتانیوم سیا، اینجا هم از گلولهها به عنوان مانع، سختی و حرفای منفی دیگران استفاده شده ولی خواننده رو از راهش متوقف نمیکنه؛ اون حتی ازشون استقبالم میکنه)
My life, my love, my drive, it came from…
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
زندگی من، عشق من، شوق من، از... درد به وجود اومد!
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
.
[Verse 3]
Third things third
Send a prayer to the ones up above
All the hate that you've heard
Has turned your spirit to a dove, oh-ooh
Your spirit up above, oh-ooh
سوما
به کسایی که بالان دعای خیر میفرستم
تمام بدخواهی که شنیدین
روحتون رو به کبوتر تبدیل کردن
روحتون رو اون بالا فرستادن
(به گفته خود دن، ورس سوم آهنگ راجب دوست دوران راهنماییشه که بخاطر زورگوییهایی که توش مدرسه بهش میشد درآخر خودکشی کرد. و گفته یکی از دلایلی که خیلی به مسائل مربوط یه سلامت روحی و روانی اهمیت میده همینه.
دن داره با دوستش و تمام کسایی که خودکشی کردن صحبت میکنه و میگه چیزای منفی که دیدن و شنیدن باعث شده اونا "تبدیل به کبوتر" شن. که یعنی بمیرن. این کبوتر شدن بعد از مرگ، یا بهتر بگم به شمایل کبوتر در اومدن، اگه اشتباه نکنم یه چیز مسیحی باشه که من راجبش نمیدونم تا توضیح بدم)
.
[Pre-Chorus]
I was chokin' in the crowd
Building my rain up in the cloud
Falling like ashes to the ground
Hoping my feelings, they would drown
من توی جمعیت داشتم خفه میشدم
بارونمو بالا توی ابرا میساختم
بعد مثل خاکستر به زمین سقوط میکردم
امیدوار که احساساتم خفه شن
(پدر و مادر دن به فرقه مذهبی مورمن (mormon) اعتقاد داشتن. این فرقه قوانین سخت و عجیبغریبی داره. خیلی از کسایی که توی چنین محیطی بزرگ شدن تهش مشکلات روحی براشون به وجود اومده و یه جوری خودشونو از این فرقه فراری دادن؛ حتی به قیمت قطع رابطه با خانوادشون. دن هم گفته از بچگی توی محیط مذهبی بوده ولی بیشتر راجب چیزای فراطبیعی کنجکاو بود. اما خب طبیعتا میشه حدس زد بخاطر قوانین سخت فرقه نمیتونست سوال بپرسه و جواب بگیره. دن گفته دیگه از سوالاتی مثل "خدا وجود داره؟" "وجود نداره؟" خسته شده و دنبالشون نیست.
"جمعیت"ی که راجبش حرف میزنه میتونه هم توی کنسرتاش باشه و هم گروه فرقهاشون توی کلیسا باشه که دارن سخنرانی میکنن. دن از این نطقها خسته شده. از طرفی داره راجب احساسات فروخوردش هم میگه؛ یعنی همون بارون ساختن توی ابرا که درواقع نشون میده جلوی گریه کردن خودشونو میگرفته جای اینکه بزاره اشکاش بریزن. و بعدشم که گریه میکنه فقط بخاطر اینه که میخواد دیگه اشک نریزه و احساسی نداشته باشه)
But they never did, ever lived, ebbin' and flowin'
Inhibited, limited 'til it broke open and rained down
It rained down, like…
اما هیچوقت نشدن، همیشه زنده موندن، (احساساتم) در حال جزر و مد بودن
مهار میشدن، محدود میشدن تا اینکه از هم باز شدن و باریدن
باریدن، مثل...
.
[Chorus]
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
Pain! You break me down, you build me up
Believer, believer
درد! تو منو خورد میکنی، تو منو میسازی
معتقد، معتقد میسازی
Pain! Oh, let the bullets fly, oh, let them rain
درد! اوه، بزار گلولهها پرواز کنن، اوه بزار ببارن
My life, my love, my drive, it came from…
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
زندگی من، عشق من، شوق من، از... درد به وجود اومد
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
.
[Verse 4]
Last things last
By the grace of the fire and the flames
You're the face of the future
The blood in my veins, oh-ooh
سر آخر بگم
به لطف شعلهها و آتیش
تو چهره آیندهای
خون توی رگهامی
(خب توی مسیحیت مثل اینکه معتقدن روح القدوس از لحاظی مثل آتیش هست. و خب مورمنها هم به روحالقدوس اعتقاد دارن فکر کنم. جدای از این مسئله، نور و روشنایی کلا نماد آگاهی و عدم جهالت هست. شاید جدا شدن دن از فرقشون یا حتی ارتباط دوباره با دوستا و خانوادش و کمک گرفتن از تراپیست، اونو از تاریکی به نور هدایت کرده. این نور حتی میتونه خروج از افسردگی هم باشه.
به نظر من دن خطاب به خودش داره میگه که به لطف بیرون اومدن از تاریکی و رسیدن به روشنایی تونسته حالا خواننده معروفی بشه. درواقع داره میگه درد باعث شده به اینجا برسه و حالا جای اینکه جلوشو بگیره توی خونشه و عضوی ازش شده. که بازم دید مثبت نسبت به درد رو نشون میده)
The blood in my veins, oh-ooh
خون توی رگهام
.
[Pre-Chorus]
But they never did, ever lived, ebbin' and flowin'
Inhibited, limited 'til it broke open and rained down
It rained down, like…
اما هیچوقت نشدن، همیشه زنده موندن، (احساساتم) در حال جزر و مد بودن
مهار میشدن، محدود میشدن تا اینکه از هم باز شدن و باریدن
باریدن، مثل...
.
[Chorus]
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
Pain! You break me down, you build me up
Believer, believer
درد! تو منو خورد میکنی، تو منو میسازی
معتقد، معتقد
Pain! Oh, let the bullets fly, oh, let them rain
درد! اوه، بزار گلولهها پرواز کنن، اوه بزار ببارن
My life, my love, my drive, it came from…
Pain! You made me a, you made me a
Believer, believer
زندگی من، عشق من، شوق من، از... درد به وجود اومد!
درد! تو از من یه، تو از من یه
معتقد، معتقد ساختی
برچسب:
نویسنده: کاوه صمیمی